X
تبلیغات
رایتل

رابطه عشق، ازدواج و همسریابی  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 در ساعت 15:46

عشق یا هوس؟ سؤالی که قدمتی به اندازه خود عشق دارد و همیشه یکی از دغدغه‌های فکری افراد بوده ‌است؛ مثلا اینکه وقتی کسی به ما ابراز عشق می‌کند آیا واقعا دوستمان داردیا تنها از سر هوس و تمایلی که به جنس مخالف دارد از کنار ما بودن لذت می‌‌برد؟

احتمالا شما هم زیاد شنیده‌اید که دو نفر با عشق ازدواج کرده‌اند در سایت ازدواج توبا مخصوص همسریابی ایرانیان اما بعد از مدت کوتاهی کارشان به طلاق کشیده ‌است و هرچه محبت داشته‌اند زیر پا له کرده‌اند؛ اما اشتباه نکنید عشق نمی‌تواند به این  سرعت و تنها  در یک مدت کوتاه از بین برود.

بدون شک آنچه در این همسریابی ازدواج‌ها عشق ‌نامیده‌اند تنها هوسی زودگذر بوده‌ که در ابتدا با ظاهر عشق خود را نمایان کرده‌‌است. اما واقعا چطور می‌توان مرز میان عشق و هوس را مشخص کرد. مسلما کار راحتی نیست اما ناممکن هم نیست. در اینجا سعی کرده‌‌ایم تفاوت‌های عشق و هوس را در سه رکن اصلی رابطه از زبان شری و باب استرتف(زوج روانشناس مشهور) برای تشخیص عشق واقعی برای‌تان بیان کنیم تا شاید بتوانید این دو را کمی از هم تشخیص دهید.

تشخیص عشق و هوس,عشق یا هوس, ابراز عشق

عشق
عمیق است و غیرقابل توصیف و تمایلی تمام ناشدنی به سمت معشوق است تا جایی که می‌توان آن را از دوست داشتن متمایز کرد. برای عاشق  حالت‌ها و لذت‌های خودش مهم نیست بلکه تنها به‌دنبال تامین خواست معشوق است. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی‌نیازی و بزرگی عشق حاصل می‌شود و عاشق هیچ‌گاه خود را حقیر نمی‌بیند.

هوس
احساسی است که خیلی از اوقات در نگاه اول با همسریابی ازدواج عشق اشتباه گرفته می‌شود در حالی که تنها یک احساس همسریابی ازدواج موقت ناگهانی و زودگذر نسبت به کسی است که شاید فرد او را به خوبی نشناسد. این احساس با عشق اشتباه گرفته می‌شود چراکه به شدت فرد را جذب می‌کند در حالی که محور آن چیزی جز  لذت نیست.

درباره آینده حرف​می​زند یا عشق؟

وقتی عشق است
او می‌تواند به‌راحتی با شما درمورد مسائل زندگی مثل مسائل مالی، بچه‌ها و چیزهایی که او را می‌ترساند با شما صحبت کند چراکه برای او مهم‌ترین هدف پیش بردن زندگی و بهبود آن به همراه شماست.
او می‌تواند با شما بحث کند و درنهایت هم نقاط مشترکی پیدا کند که بتوانید به تفاهم برسید؛ هیچ وقت فراموش نکنید که  بحث کردن نشانه این است که شما دو نفر توانایی این را دارید که با هم حرف بزنید.
او با شما کاملا صادق و راحت است و می‌تواند به آسودگی در مورد احساساتش صحبت کند.

وقتی هوس است
او چیز زیادی درمورد شما نمی‌داند تنها از رنگ مورد علاقه‌تان اطلاع دارد و می‌داند در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌اید. بیشتر اوقات هم از پرسیدن سؤالات عمیق درمورد شما طفره می‌رود از ترس اینکه مبادا جواب خوبی به او ندهید یا چیزهایی بفهمد که به سلاحش نیست.
او کمتر با شما درمورد احساساتش صحبت می‌کند و از شما هم چندان توقع ندارد که احساسات زیادی نشان دهید. همچنین سعی می‌کند تا حد ممکن هیچ بحثی بین شما پیش نیاید تا مبادا دلخوری و رنجشی پیش بیاید. اگر خطایی از یکی از شما سر بزند هیچ‌کدام چندان تمایل ندارید که دیگری را ببخشید.

پشت شما می​ایستد یا فرار می​کند؟

وقتی عشق است
در تمام بحران‌ها محکم پشت شما می‌ایستد و برایش مهم نیست که این ایستادگی می‌تواند چه عواقبی را به بار آورد.
او حاضر است از خواسته خود بگذرد و خود را قربانی کند تا بتواند شما را خوشحال کند.
او کاملا فردی قابل‌اعتماد و صادق است که هیچ رازی را از شما پنهان نمی‌کند و به قول معروف دلش صاف است و حرف و دلش یکی است. او سعی می‌کند خود را به  لحاظ احساسی، جسمانی و ذهنی کاملا با شما هماهنگ کند.
او همان‌قدر که یک عاشق شما را ستایش می‌کند، دوست خوبی هم برای‌تان است.

وقتی هوس است
وقتی اوضاع کمی سخت شود او هم ترجیح می‌دهد به جای اینکه خودش را جلو بیندازد فرار را برقرار ترجیح ‌دهد.
او نشان داده‌ است که خیلی قابل اطمینان نیست و شما بهتر است به جای اینکه به او امید ببندید خودتان از پس کارهای‌تان بربیایید.
او گاهی به شما دروغ‌‌هایی می‌گوید مثلا درمورد اینکه کجا بوده‌ است، پنهان‌کاری می‌کند یا دروغ می‌گوید و تنها زمانی حاضر به گفتن حقیقت می‌شود که شما مچش را بگیرید.
صمیمیت بین شما آنقدرها زیاد نیست و او تنها کمی نسبت به شما کشش جسمانی دارد، از طرف دیگر بیشتر جمع‌های دونفره‌تان به خنده و مسخره بازی می‌گذرد.او در موقعیت‌های متعدد ثابت کرده‌است که اصلا شخصیت قابل اعتمادی نیست.

شما را برای خودتان می​خواهد یا برای خودش؟

وقتی عشق است
او تمام ایرادها و عیب‌های شما را به‌خوبی می‌بیند ولی می‌تواند به‌راحتی آنها را قبول کند و مشکلی با آنها نداشته‌ باشد.
او پشتیبان خوبی برای شماست و می‌تواند مشوق فعالیت‌های ‌شما در زمینه‌های موردعلاقه‌تان باشد. او شما را تشویق می‌کند که برای خودتان هویتی مستقل داشته‌ باشید.
او برای گوش‌کردن به حرف‌های شما وقت می‌گذارد و سعی می‌کند آنها را درک کند و از نقطه نظر شما هم به مسائل نگاه کند.

وقتی هوس است
او و شما در مقابل دیگران به راحتی از یکدیگر انتقاد می‌کنید و ایرادهای همدیگر را به رخ می‌کشید.
او آن‌چنان که باید به شما فضا نمی‌دهد که بتوانید به فعالیت‌های موردعلاقه‌تان بپردازید.
خودش چندان به زندگی دور از شما علاقه‌ای ندارد و ترجیح می‌دهد تمام دقایق روز را در کنار شما باشد.سعی می‌کند کاری کند که شما به سبک  و با استانداردهای او زندگی کنید؛ حتی دوست دارد به شما شکل دهد تا همان کسی شوید که او می‌‌خواهد و هویتی داشته‌ باشید که او دوست دارد.

تشخیص عشق و هوس,عشق یا هوس, ابراز عشق

زبان بدن مردان عاشق

رفتار شماره یک:
وقتی چشم در چشم می‌شوید او کمی سرش را به سمت راست یا چپ کج می‌کند.
کج کردن سر یک حرکت کاملا ناخودآگاه  در مردان است که وقتی نسبت به زنی احساس نزدیکی می‌کنند از خود نشان می‌دهند. این حرکت و ژست را زمانی مردها نشان می‌دهند که به زنی علاقه‌مند شده‌اند ولی خودشان این شجاعت را ندارند که جلو بروند و علاقه‌شان را ابراز کنند و از زن خواستگاری کنند. درواقع او با کج‌کردن سر، خود را آسیب‌پذیر نشان می‌دهد تا بتواند دردسترس‌تر باشد یا شاید می‌خواهد خود را مجذوب‌تر نشان دهد.

رفتار شماره 2:
اگر زمانی به شما نگاه می‌کند خیلی سریع شانه‌هایش را  به سمت بالا جمع می‌کند و به سمت جلو می‌دهد.
در این حالت احتمالا شما حرکتی انجام داده‌اید که او توجهش به سمت شما جلب شده‌ است. وقتی مردی رفتارهای یک زن را تحسین می‌کند و او را مورد مناسبی برای ازدواج می‌داند کاملا ناخودآگاه شانه‌هایش را به سمت جلو می‌آورد و جمع می‌کند. این حرکت در مردان نشان‌دهنده محبت عمیقی است که در دل داشته و دوست دارند به نوعی آن را ابراز کنند، ‌حتی در زندگی زناشویی هم وقتی مردی از همسرش حرکتی تحسین‌آمیز می‌بیند، ولی غرورش اجازه نمی‌دهد آن را ابراز کند شانه‌هایش را به سمت جلو جمع می‌کند (شبیه آغوش‌کشیدن)، در این مواقع می‌توانید برای خوشحال‌کردن همسرتان، شما هم به‌طور کلامی علاقه خود را به او نشان دهید.

نکته مهم
یک عاشق می‌تواند با شما بحث کند و درنهایت هم نقاط مشترکی پیدا کند که بتوانید به تفاهم برسید؛ هیچ وقت فراموش نکنید که  بحث کردن نشانه این است که شما دو نفر توانایی این را دارید که با هم حرف بزنید.

تفاوت زنا با ازدواج موقت چیست؟  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 29 دی 1394 در ساعت 17:16

ازدواج موقت چیست ؟

بواسطه عقد ازدواج،‌ زن به مرد حلال می‌شود و آن بر دو قسم است: دائم و غیر دائم. 

عقد غیر دائم ( سایت ازدواج موقت) آن است که مدت زناشوئی در آن معین شود مثلاً زن را به مدت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا یک سال یا بیشتر عقد نمایند و زنی را که به این قسم عقد کنند ”متعه و صیغه“ می‌نامند. در عقد غیر دائم نیز علاوه بر رضایت طرفین، بایستی صیغه عقد خوانده شود که این صیغه را خودزن و مرد می‌خوانند یا دیگری را وکیل می‌کنند که از طرف آنان بخواند. دستور خواندن عقد غیر دائم در رساله‌های عملیه موجود است .

توجه داشته باشید که: بنا بر نظر اکثر علماء، اگر دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می‌دهد، بخواهد شوهر کند (چه به صورت عقد دائم و چه غیر دائم) چنانچه باکره باشد، باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد.

پس ازدواج موقت احتیاج به ایجاب و قبول از طرفین، تعیین مهر و تعیین مدت دارد ؛و این عقد تمام میشود با تمام شدن مدت معین؛ یا اینکه شوهر بقیه مدت را به همسرش ببخشد؛ بعد از تمام شدن مدت زن باید عدّه نگه دارد . فرزندان ثمره این ازدواج بصورت طبیعی ملحق به شوهر میشو د

تعدد زوجات عدد معینی در نکاح موقت شرط نیست بخلاف ازدواج دائم که نکاح بیش از چهار همسر مشروعیت ندارد ولی در بقیه مسائل، اختلافی با ازدواج دائم ندارد مانند حرمت ازدواج با محارم ،حرمت جمع بین دو خواهر ، حرمت نزدیکی در حال حیض و دیگر احکام مانند ازدواج دائم میباشد


تفاوت ازدواج موقت با زنا در چیست ؟

فرق ازدواج موقت با زنا چیست که یکی حلال و دیگری حرام است؟ چون در زنا نزدیکی انجام می شود و پولی هم رد و بدل می شود و در ثبت نام ازدواج موقت نیز همینطور است، فقط در ازدواج موقت یک جمله به عنوان صیغه ادا می شود. ازدواج موقت تمام احکام ازدواج را دارد به جز نفقه و بعضی از جزئیات دیگر، اما فرزند از آنها ارث می برد و مسئولیت عدّه نگه داشتن بعد از پایان مدت بر دوش زن می باشد و زن هرگز نمی تواند در این مدت همسر مرد دیگری شود و امثال آن.

چطور از طریق اینترنت همسر پیدا کنیم؟  چاپ

تاریخ : یکشنبه 22 آذر 1394 در ساعت 16:21

دختر خانم ها بر اساس پاسخی که به سئوالات ذیل می دهند، مورد توجه گروه های خاصی از آقایون جهت ازدواج قرار گیرند. (من برای سهولت، در اینجا پارامتر تاثیر گذار زیبایی را ثابت فرض می گیرم)

۱ – آیا دختر خانم تحصیلات دانشگاهی دارد؟

۲ – آیا دختر خانم علاوه بر تحصیلات دانشگاهی تخصص و مهارت کاربردی هم در زمینه رشته تحصیلی خود دارد؟

۳ – آیا دختر خانم شوخ طبع ، طناز و پرتحرک و پرانرژی است؟

۴ – آیا دختر خانم از نظر اقتصادی، شغلی یا در آمدی یا هنری دارد، تا بتواند به اقتصاد خانواده کمک کند؟

۵ – آیا خانواده دختر التزام های لازم جهت حمایت های اقتصادی در موارد خاص به داماد می دهند؟

۶ – آیا دختر خانم تقیدات مذهبی بالایی دارد، و آنچه که یک پسر مذهبی در نظر دارد رعایت می کند؟

۷ – آیا دختر خانم افکار روشنفکری ، بیانها و استدلالهای جالب دارد؟

۸ – آیا دختر خانم اجتماعی هست؟ به میهمانی ها می رود؟ به اجتماعات خاص فرهنگی ، فرهنگسراها تشریف می برند؟

۹ – آیا دختر مذهبی در محیط های مذهبی ، مجالس سخنرانی، ادعیه ، زیارتگاهها، عزاها ، عروسی ها تشریف می برند؟

۱۰ – آیا دختران در ارتباط با آقا پسرها مهارتهای متناسب را دارند؟ ( نه تسلیم ، نه طرد، نه بی تفاوتی، نه احساسی و ….، بلکه رویکرد عقلانی مناسب نسبت به درخواست ارتباط آقایان= توضیحش مقاله دیگری می طلبد)

۱۱ – آیا دختران فعالیتهایی چون کلاسهای آموزشی زبان، کامپیوتر و … دارند؟ آیا دختران به ورزش و باشگاه علاقه مند هستند و فعالیت می کنند؟

۱۲ – فعالیت های فوق برنامه دختران در انجمن ها ، جلسات، گروهها و …. حساب شده است؟

۱۳ – آیا دختران نسبت به کاهش ناامیدی،‌افسردگی، خشم، بدبینی ، احساساتی انفجاری و … اقدام موثری انجام داده اند؟

۱۴ – آیا دختران فعالیت های هنری دارند؟ فعالیت گلدوزی ، خیاطی، نقاشی، موسیقی، آرایشگری و …؟

۱۵ – آیا دختران وبلاگ فعال و معتدلی دارند؟ آیا به وبلاگ دیگران به طور متعادل سر می زنند و نظرات منطقی و غیر احساسی می دهند؟

۱۶ – آیا دختران دل و دماغ برای گردش ،‌سنیما، پارک،‌ تفریح ، موزه و سایر محیطهای عمومی دارند؟

۱۷ – آیا وجهه دختران در محیط فامیل، همسایگان، محله ، دانشگاه متعادل و قوی هست؟

۱۸ – آیا دختران از طریق دوستانشان ، فامیلشان سعی می کنند پسران مناسب را بررسی کنند و تمایلات خود را در خصوص موارد مناسب به مرتبطین پسر بگویند؟

۱۹ – آیا دختران وضعیت ظاهری خود را اعم از لباس ،‌کفش ، کیف و پوشش خود را تمیز و مرتب حفظ می کنند؟ تا چه اندازه سلیقه به خرج می دهند؟ آیا به سادگی بیشتر اهمیت می دهند یا به تجمل؟

۲۰ – میزان آموخته های دختران در زمینه های مذهبی ، روانشناسی، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، جامعه شناسی و تجربه های فردی آنها در هر مورد چقدر است؟ و آیا سعی می کنند در زمینه های مختلف به روز باشند؟

۲۱ – آیا دختران توجه دارند هر پسری ، ‌مادر دارد،‌خواهر دارد و وابستگانی که می توانند بالقوه پلی برای همسرگزینی باشند؟

۲۲ – آیا دختران در فعالیت های مدرسه و دانشگاه سهم رهبری و لیدری دارند؟ آیا ‌اجتماعی هستند؟ آیا داوطلبانه وظایفی را در کلاسها به عهده می گیرند؟ کنفرانس می دهند؟

۲۳ – دختران در محیط منزل تا چه میزان در فعالیتها خانه کمک می کنند؟ به هنگام میهمانی ها چقدر پرجنب وجوش هستند؟ آیا برای کمک به دیگران پیشقدم هستند؟ آیا پختگی لازم در انجام وظایف را می توان در حرکات آنها دید؟

۲۴ – دختران چقدر شعر حفظند؟ چقدر متن ادبی بلد هستند؟ چقدر ارائه نظر می کنند؟ و چه میزان اعتماد به نفس خود را به دیگران دیکته می کنند؟

۲۵ – متانت ، افتادگی ،‌ صبوری و نجابت دختران در ارتباط با دیگران چگونه تبلور می کند؟

۲۶ – نوع راه رفتن دختران در محیط های عمومی چگونه است؟ آیا آرام و متین حرکت می کنند؟ آیا تند و با انرژی حرکت می کنند؟ آیا بی هدف و با تانی حرکت می کنند؟ آیا با حالتی قوز کرده و و گامهای خسته حرکت می کنند؟ آیا هنگام حرکت نگاهشان همه جا در حرکت هست؟ آیا عمق و صلابت نگاهشان ثابت و نا مشخص هست؟

۲۷ – رابطه دختران با مادران ، پدران ،‌برادران و خواهران و دوستانشان چگونه است؟ آیا همواره بستگان دختران از آنها به خاطر خوب بودنشان تعریف می کنند؟ آیا هر وقت یاد دختر یا خواهرشان می افتند،‌ برای او آرزوی بهترین ها را می کنند و در جمع و خلوت خدا را به این خاطر شکر می کنند؟

۲۸ – دختران تا چه اندازه ذاتا اصیل هستند و رفتارهایشان خالص هست و در خلوت و خانواده هم همان کارهایی را می کنند که در جمع و گروه انجام می دهند؟

۲۹ – دختران چقدر در کنترل خشم، پرخاشگری ، غم، نگرانی، اضطراب و … موفق بوده اند و شخصیت با ثباتی از خود را به نمایش گذاشته اند؟

۳۰ – دختران تا چه میزان در کارهای عام المنفعه شرکت می کنند؟ به عیادت بیماران می روند؟ به خانه سالمندان سر می زنند؟ به ایتام کمک می کنند؟ یا …..

۳۱ – دختران تا چه اندازه خود را از دسترسی غیر مجاز پسران حفظ کرده اند؟ و نگران فاش شدن ارتباطات قبلی خود نیستند؟ و تا چه اندازه می توانند پاک بودن خود را به عنوان یک قدرت و اعتماد به نفس با خود همراه داشته باشند؟

۳۲ – دختران تا چه اندازه در کسب مهارتهای ارتباطی، مهارتهای زندگی و شناخت ابعاد خانواده تلاش کرده اند؟

۳۳ – دختران تا چه اندازه صبور و امیدوار بوده و جهت انتخاب همسر خویشتندار بوده اند و عجله نکرده اند؟

۳۴ – دختران تا چه اندازه برای یافتن همسر مناسب با متخصصین روانشناس و مشاوران خانواه صبحت کرده اند و برنامه ریخته اند؟

۳۵ – دختران تا چه میزان در جلسات خواستگاری به این موضوع اشاره کرده اند که از نظر اقتصادی کم توقع اند، و از نظر مالی می توانند کمک کنند؟ یا نگرانی های احتمالی همسر آینده اشان را در زمینه های مختلف کم کنند(بر اساس توانمندی های فردی که دارند)؟

۳۶ – دختران چقدر مهارت دارند تا ازدواج را به سنین بالا حواله نکنند؟ آیا دختران تحصیلات، شغل و … را بر انتخاب همسر ترجیح می دهند؟

۳۷ – آیا دختران توقعاتشان از همسر آینده واقعی هست و به راحتی می توانند دست به انتخاب بزنند؟ آیا دختران با کمال گرایی ، پسران را به هر بهانه ای رد نمی کنند؟

۳۸ – آیا دختران تحت تاثیر محیط و مقایسه هایی که با سایر دختران دارند،‌ برای شوهر احتمالی خود هر روز یک خصوصیت جدید در نظر نمی گیرند؟

۳۹ – آیا دختران خود را « حتی بدون داشتن همسر» می توانند به عنوان یک انسان کامل بپذیرند و از زندگی لذت ببرند،‌ یا همه زندگی خود را خلاصه کرده اند در شخص دیگری به نام همسر؟

۴۰ – آیا دختران در انتخاب همسر به مبدا آفرینش اعتقاد دارند و با توکل به او به راحتی اقدام می کنند، یا بار اضطراب همه انتخاب را به صورت مضاعف بر دوش خود حس می کنند؟

در زیر لیستی از سایت های همسریابی که میتوانند در انتخاب همسر به شما کنند را معرفی میکنیم:


سایت همسریابی طوبی
سایت همسریابی دوهمدم
سایت همسریابی توران 81
سایت همسریابی بهترین همسر
سایت همسریابی شیدایی
سایت همسریابی دوهمدل
سایت همسان گزینی تبیان

مهمترین معیارهای مناسب برای انتخاب همسر و ازدواج موفق  چاپ

تاریخ : دوشنبه 2 شهریور 1394 در ساعت 11:55

ازدواج یکی از مهمترین مسائل در طول زندگی هر فردی است . اگر قصد ازدواج کردن را دارید حتماً این مقاله را بخوانید …
با چه کسی ازدواج کنیم ؟‌ چگونه همسرآینده امان را بشناسیم؟ چه شرایطی برای همسر در نظر بگیریم ؟ در چه سنی باید ازدواج کرد؟ چه شرایطی باید داشته باشیم تا ازدواج کنیم ؟ و هزاران سئوال از این دست را هر روزه جوانان در ذهن خود مرور می کنند و به دنبال جواب هستند. در این یادداشت و چندین یادداشت بعدی ، سعی ما بر این است که به این مهم بپردازیم و سئوالاتی که مبتلا به عموم هست را از منظر روانشناسی کاربردی پاسخ دهیم.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از پایگاه مشاوره همدردی در مورد ازدواج باید بگوئیم که : این رابطه تنها به منظور ارضای تمایلات آنی نیست . بلکه زندگی آینده و خوشبختی زن و مرد و کودکان آنها بر اساس این پیوند قرار گرفته است و چنانکه در بحث تربیت کودک نیز شرح دادیم یکی از علل عمده اختلالات روانی در کودکان ، گسسته شدن رابطه خانواده و یا اختلافات خانوادگی است.
ازدواج موفق بستگی به عوامل مختلفی دارد که خیلی از آنها را باید در دوران نامزدی ( قبل از ازدواج ) ارزیابی کرد. عوامل دیگری نیز در موفقیت زندگی زناشویی موثر است که می توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.
در ازدواج ، سازش دائمی و از خودگذشتگی فراوان لازم است ، ولی اگر زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر توافق بیشتری داشته باشند ، امکان سازش بعدی بیشتر خواهد بود.
مهمترین عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :
۱ – رشد عاطفی و فکری
۲ – تشابه علایق و طرز تفکر
۳ – تشابه مذهبی ( مسائل عینی مذهبی مد نظر است نه کلیات )
۴ – تشابه تحصیلی و طبقاتی
۵ – تشابه طرز فکر نسبت به امور جنسی
۶ – تشابه علاقه به زندگی و سرعت عمل در کارها
۷ – رابطه با خانواده زن و شوهر
سعی ما بر این است که در این یادداشت و یادداشت های بعدی موارد هفتگانه فوق را شرح دهیم و در این یادداشت معیار اول را بحث می کنیم.
۱ – رشد عاطفی و فکری
مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی ، رشد عاطفی و فکری است. البته واضح است که درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن ندارد ، بلکه سن روانی ، اجتماعی و عاطفی و سن جسمانی همه از عوامل موثر روشنفکری است. اگر این عوامل فراهم باشد ، بهترین سن برای ازدواج ۲۵ سالگی برای مرد و ۲۲ سالگی برای زن است.
در این سن یک فرد عادی به اندازه کافی رشد و ثبات فکری و عاطفی دارد و امکان تغییر ناگهانی در رفتار او کم است ، اگر چه در این سن عادات مختلف در فرد به صورت محکمی در آمده ، ولی هنوز قابلیت تطبیق و سازش در او موجود است. البته باید اضافه کرد که این سن را تنها از لحاظ کلی انتخاب کردیم ، بدین معنی که خیلی ازدواجهای مقرون به خوشبختی وجود دارد که زن و مرد در موقع ازدواج بسیار مسن تر یا جوان تر از سن مذکور بوده اند.
رشد جسمانی نیز عامل مهمی در آمادگی برای ازدواج است. اگر چه در اجتماع کنونی ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت می گیرد ،‌ معهذا باید گفت که روان شناسان ، زناشویی کودکان تازه بالغ را که آمادگی وارد شدن به زندگی پر مسئولیت زناشویی را ندارد ، صلاح نمی بینند.
مسئله دیگری که از لحاظ بهداشت روانی قابل ملاحظه است اینکه آیا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشویی خواهد شد یا خیر ؟ تحقیقاتی که در این زمینه موجود است نشان می دهد که مردان تمایل دارند که با زنان کم هوش تر از خود ازدواج کنند و اغلب زنهای خیلی با هوش مجرد می مانند. از لحاظ خوشبختی زناشویی ، صلاح است که مرد از لحاظ هوش ، کمی برتر از زن باشد ، زیرا محیط ما چنین اقتضاء می کند. ولی تفاوت زیادی در این مورد نباید وجود داشته باشد‌ ، زیرا در غیر این صورت علایق و طرز تفکر آنان با یکدیگر توافق نخواهد داشت. البته امکان دارد ازدواج موفقیت آمیزی که در آن زن با هوش و فعالی شریک است ، وجود داشته باشد ، ولی خطرات ناشی از آن زیاد است . در واقع هوش یک معیاری است که علایق و طرز تفکر خاصی را تولید می کند و درصورت اختلاف هوشی زیاد انطباق و توافق طرفین به شدت کاهش می یابد.
رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عاطفی و فکری دارد ، زیرا شخصی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده است ، روابط اجتماعی را بهتر درک می کند . او می داند چگونه با دیگران ، به خصوص خانواده و همکارانش سازش کند . او درک می کند که انتظارات اجتماع از او چیست و تا اندازه زیادی قادر است خود را با این توقعات تطبیق دهد. همچنین او آماده قبول مسئولیت است و نسبت به محدودیتهای خود آگاهی دارد.
یکی از مهمترین عوامل رشد ، مقدار و چگونگی رشد عاطفی است . مثلا شخص ممکن است سی یا چهل سال عمر کرده باشد ، ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب مانده محسوب شود . چنین شخصی قدرت کنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتیجه زندگی زناشویی او مختل می شود.
شخصی که رشد عاطفی کرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقع بینانه ای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن می تواند از بحرانهای دایمی زندگی جلوگیری کند . او به پیشرفت های فعلی خود متکی است و زیاد به گذشته خود ، هر چند هم با شکوه بوده باشد ، اتکا ندارد. در ضمن به مطالبی از قبیل امور جنسی ،‌ عشق ، ازدواج و تربیت کودک با روشنفکری می نگرد.
۲ – توافق و طرز فکر
مسئله مهمی که قبل از ازدواج وجود دارد ‍ ، این است که جوانان قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی ‍ ، د رموضوع های مهم زندگی توافق نظر داشته باشند و این توافق معمولا روی علایق و طرز فکر قرار می گیرد.
طرز تفکر ‍، موضوع بسیار مهمی است ؛ زیرا بر اساس آن ‹‹ فلسفه زندگی ›› هر فردی ریخته می شود. برای روشن شدن مطلب چند مثال ذکر می گردد: آیا زن و مردی که خیال ازدواج دارند به یک اندازه جاه طلب هستند یا اینکه یکی از آنها خیلی جاده طلب و دیگری معتقد به داشتن زندگی آرام و آهسته و بی دردسری است . اگر در این مورد ، مرد ،‌ شخص جاه طلبی است ‍ ، شاید مضار آن زیاد نباشد ، اگر چه ممکن است زن او از اینکه شوهرش ساعات طولانی مشغول به کار است آزرده گردد. ولی اگر زن بی اندازه جاه طلب باشد ‍، سعی خواهد کرد تا شوهر راحت طلب و تنبل خود را به اصرار و پافشاری به کار بکشد و او را مجبور به پذیرفتن مشاغلی کند که از عهده استعداد و علاقه اش خارج است ،‌ و این وضع با موفقیت و خوشبختی زناشویی تباین دارد.
نظریات ---------- ، می تواند عوامل اختلافات زناشویی شود ، زیرا با افراطی بودن یکی و محافظه کار بودن دیگری ، امکان تصادم افکار زیاد است. البته حتما نباید نظریات ---------- دو همسر شباهت کامل به هم داشته باشد ولی صلاح در این است که از لحاظ عقاید ---------- در دو قطب مخالف قرار نگیرند.
مسئله مهم دیگر در زناشویی ، توافقی است که زن و شوهر در مورد قضاوت درباره مسائل زندگی دارند. مثلا اگر شوهر ،‌ فردی تخیلی و ایده آلیست ، ولی زن شخص واقع بین و به اصطلاح رئالیست باشد ، شوهر ممکن است از رویه خشک و زیاده از حد مادی زن خود خسته شود و احساس کند که زنش قدرت درک معنویات و ظرایف زندگی را ندارد. زن واقع بین نیز ممکن است از دست شوهر تخیلی و فلسفه باف خود به ستوه آید و او را آدمی خیالباف ،‌ تنبل و دور از حقیقت زندگی بداند و مکرر آرزو کند که ای کاش شوهرش قدری به خود بیاید و واقعیات زندگی را آن طور که هست مشاهده کند. در چنین موقعی امکان وجود یک کانون خوشبختی کم است.
البته علایق رابطه نزدیکی با طرز تفکر دارد و شامل فعالیتهای متعدد روزانه از قبیل رفتن به سینما ، تئاتر ،‌کنسرت ، گوش دادن به رادیو و تماشای تلویزیون ، خواندن کتاب ‍ ،‌ رفتن به مهمانی ،‌ سخنرانی ها و امثال آن می گردد. البته نباید انتظار داشت که زن و شوهر در همه این علایق با یکدیگر توافق داشته باشند ، ولی برای سعادت خانواده توافق کلی در قسمت عمده ای از علایق ضرورت دارد.
۳ – عقاید مذهبی
شباهت در عقاید مذهبی به قدری در سعادت کانون زناشویی اهمیت دارد که روان شناسان ،‌ ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را معمولا غیر عاقلانه می دانند . دلایل این نظریه بسیار است.
در وهله اول ،‌اگر تنها یکی از دو همسر به عقاید مذهبی خود با ایمان کامل پایبند باشد ، امکان اختلاف نظر در این مورد زیاد خواهد بود. به علاوه آنچه که در این زمینه اهمیت دارد ، تربیت کودکان بر حسب عقاید مذهبی به خصوص است.
یکی دیگر ا زمشکلات ازدواج افرادی که دارای مذاهب مختلفند ، مخالفت اولیاء آنهاست ، زیرا این مسئله اغلب باعث جدایی جوان از پدر و مادر خود می شود و بعدها ممکن است هر یک از طرفین تقصیر این جدایی را به گردن همسر خود بیندازد. ولی اگر یکی از طرفین مسئله مذهب را جدی نگیرد ،‌احتمالا مشکل حادی پیش نخواهد آمد.
نکته بسیار مهم در مورد نقش مذهب و ازدواج : بسیار پیش آمده است که دو نفر قبل از ازدواج از مفاهیم کلی در مورد مذهب استفاده می کنند و هر دو توافق پیدا می کنند ولی بعد از ازدواج ، در نمودها و مصادیق آن موارد کلی ، دچار اختلاف می شوند.
مثلا ، هر دو می گویند مسلمانیم ، هر دو از صداقت ،‌ ایمان ،‌ حجاب و …. حمایت می کنند .

ولی در برخورد با مسائل و جزئیات زندگی ، برداشتها و اختلافهای جدی پیدا می کنند.
یکی حجاب را چادر می داند ، دیگری هیچ اعتقادی به چادر یا حتی به مانتو هم اعتقاد ندارد.
یکی هرگونه موسیقی را حرام می شمارد ، دیگری موسیقی را آرامش روح می داند.
یکی زندگی مرفه را در تعارض با مذهب نمی داند ،‌ دیگری رفاه گرایی را در تضاد با مذهب خود می داند. یکی پذیرائی مهمان زیاد را در منزل ، مهمان نوازی دانسته و می گوید : در خانه من، به روی همه باز است و من مهمان نواز هستم ،‌ دیگری میگوید مگر خانه ما ،‌ کاروانسراست که درش بروی هر کسی باز باشد. و دیگری را ولخرج می شمارد.
یکی برای مسافرت ، مشهد و زیارت را در نظر می گیرد ، دیگری دوست دارد به شمال و لب دریا برود . و هزاران مسئله ریز و درشت دیگر در زندگی مشترکشان پیش می آید ،‌ که با تولد فرزندان حادتر می شود ،‌ چون تفاوت در سبک تربیتی فرزندان را نیز شامل می گردد. و هر کدام سعی دارد با زیر و بمهای ارزشی خود ، فرزندان را تربیت کند.
لذا توصیه می شود ، که قبل از ازدواج ، فقط روی مفاهیم کلی بحث نشود ، و به نمودها ، مصادیق و مثالهای عینی آن توجه شود . سعی شود با مثالهایی ، طرف مقابل را در موقعیت های عینی و واقعی قرار داد.


با چه کسی ازدواج کنیم ؟‌ چگونه همسرآینده امان را بشناسیم؟ چه شرایطی برای همسر در نظر بگیریم ؟ در چه سنی باید ازدواج کرد؟ چه شرایطی باید داشته باشیم تا ازدواج کنیم ؟

و هزاران سئوال از این دست را هر روزه جوانان در ذهن خود مرور می کنند و به دنبال جواب هستند. در این یادداشت و چندین یادداشت بعدی ، سعی ما بر این است که به این مهم بپردازیم و سئوالاتی که مبتلا به عموم هست را از منظر روانشناسی کاربردی پاسخ دهیم.

در مورد ازدواج باید بگوئیم که : این رابطه تنها به منظور ارضای تمایلات آنی نیست . بلکه زندگی آینده و خوشبختی زن و مرد و کودکان آنها بر اساس این پیوند قرار گرفته است و چنانکه در بحث تربیت کودک نیز شرح دادیم یکی از علل عمده اختلالات روانی در کودکان ، گسسته شدن رابطه خانواده و یا اختلافات خانوادگی است.

ازدواج موفق بستگی به عوامل مختلفی دارد که خیلی از آنها را باید در دوران نامزدی ( قبل از ازدواج ) ارزیابی کرد. عوامل دیگری نیز در موفقیت زندگی زناشویی موثر است که می توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.

در ازدواج ، سازش دائمی و از خودگذشتگی فراوان لازم است ، ولی اگر زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر توافق بیشتری داشته باشند ، امکان سازش بعدی بیشتر خواهد بود.

مهمترین عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :

1 - رشد عاطفی و فکری

2 - تشابه علایق و طرز تفکر

3 - تشابه مذهبی ( مسائل عینی مذهبی مد نظر است نه کلیات )

4 - تشابه تحصیلی و طبقاتی

5 - تشابه طرز فکر نسبت به امور جنسی

6 - تشابه علاقه به زندگی و سرعت عمل در کارها

7 - رابطه با خانواده زن و شوهر

سعی ما بر این است که در این یادداشت و یادداشت های بعدی موارد هفتگانه فوق را شرح دهیم و در این یادداشت معیار اول را بحث می کنیم.

1 - رشد عاطفی و فکری

مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی ، رشد عاطفی و فکری است. البته واضح است که درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن ندارد ، بلکه سن روانی ، اجتماعی و عاطفی و سن جسمانی همه از عوامل موثر روشنفکری است. اگر این عوامل فراهم باشد ، بهترین سن برای ازدواج 25 سالگی برای مرد و 22 سالگی برای زن است.

در این سن یک فرد عادی به اندازه کافی رشد و ثبات فکری و عاطفی دارد و امکان تغییر ناگهانی در رفتار او کم است ، اگر چه در این سن عادات مختلف در فرد به صورت محکمی در آمده ، ولی هنوز قابلیت تطبیق و سازش در او موجود است. البته باید اضافه کرد که این سن را تنها از لحاظ کلی انتخاب کردیم ، بدین معنی که خیلی ازدواجهای مقرون به خوشبختی وجود دارد که زن و مرد در موقع ازدواج بسیار مسن تر یا جوان تر از سن مذکور بوده اند.

رشد جسمانی نیز عامل مهمی در آمادگی برای ازدواج است. اگر چه در اجتماع کنونی ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت می گیرد ،‌ معهذا باید گفت که روان شناسان ، زناشویی کودکان تازه بالغ را که آمادگی وارد شدن به زندگی پر مسئولیت زناشویی را ندارد ، صلاح نمی بینند.

مسئله دیگری که از لحاظ بهداشت روانی قابل ملاحظه است اینکه آیا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشویی خواهد شد یا خیر ؟ تحقیقاتی که در این زمینه موجود است نشان می دهد که مردان تمایل دارند که با زنان کم هوش تر از خود ازدواج کنند و اغلب زنهای خیلی با هوش مجرد می مانند. از لحاظ خوشبختی زناشویی ، صلاح است که مرد از لحاظ هوش ، کمی برتر از زن باشد ، زیرا محیط ما چنین اقتضاء می کند. ولی تفاوت زیادی در این مورد نباید وجود داشته باشد‌ ، زیرا در غیر این صورت علایق و طرز تفکر آنان با یکدیگر توافق نخواهد داشت. البته امکان دارد ازدواج موفقیت آمیزی که در آن زن با هوش و فعالی شریک است ، وجود داشته باشد ، ولی خطرات ناشی از آن زیاد است . در واقع هوش یک معیاری است که علایق و طرز تفکر خاصی را تولید می کند و درصورت اختلاف هوشی زیاد انطباق و توافق طرفین به شدت کاهش می یابد.

رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عاطفی و فکری دارد ، زیرا شخصی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده است ، روابط اجتماعی را بهتر درک می کند . او می داند چگونه با دیگران ، به خصوص خانواده و همکارانش سازش کند . او درک می کند که انتظارات اجتماع از او چیست و تا اندازه زیادی قادر است خود را با این توقعات تطبیق دهد. همچنین او آماده قبول مسئولیت است و نسبت به محدودیتهای خود آگاهی دارد.

یکی از مهمترین عوامل رشد ، مقدار و چگونگی رشد عاطفی است . مثلا شخص ممکن است سی یا چهل سال عمر کرده باشد ، ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب مانده محسوب شود . چنین شخصی قدرت کنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتیجه زندگی زناشویی او مختل می شود.

شخصی که رشد عاطفی کرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقع بینانه ای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن می تواند از بحرانهای دایمی زندگی جلوگیری کند . او به پیشرفت های فعلی خود متکی است و زیاد به گذشته خود ، هر چند هم با شکوه بوده باشد ، اتکا ندارد. در ضمن به مطالبی از قبیل امور جنسی ،‌ عشق ، ازدواج و تربیت کودک با روشنفکری می نگرد.



افراد باید مجموعه عوامل گوناگون موثر بر انتخاب خود را اولویت بندی کنند و با این اعتقاد که هیچ کسی کامل نیست به نوعی مصالحه دست بزنند.

هر اندازه دختر و پسر از نظر ویژگی های گوناگون نزدیکتر باشند ترکیب آن دو در زندگی زناشویی استوارتر و عمیق تر خواهد بود. این مجموعه ویژگی ها در منابع اسلامی با عنوان کفویت عنوان شده است که در ابعاد گوناگونی چون: سن، وضعیت روانی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و تحصیلی قابل بررسی است.

به طور خلاصه ملاک های ازدواج که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از :
1 - ایمان و دینداری
 پایبندی به ارزش های دینی بدون شک یکی از عوامل خوشبختی در زندگی زناشویی است.

2 - اصالت خانوادگی:
شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی فرهنگی خانواده همسر آینده، در ایجاد تفاهم بین دختر و پسر در زندگی زناشویی نقش اساسی ایفا می کند. این مساله باعث می شود بتوانید سازگاری بهتری با همدیگر پیدا کنید.

3 - سن
تناسب سنی بین زن و مرد، تشابه نیازها و علایق، توقعات و انتظارات را تا حدودی به دنبال دارد. کارشناسان خانواده، حدود 2 تا 6 سال اختلاف سن بین زن و مرد را توصیه می نمایند.

4 - تحصیلات
تشابه تحصیلی نیز در ایجاد تفاهم بین زن و مرد عامل مهمی است. و کسب علم و دانش به خودی خود یک مزیت و ارزش است و در رشد و تعالی فکری افراد نقش بسزایی دارد.

5 - وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده
 تشابه های خانواده های دختر و پسر از نظر وضعیت اجتماعی و اقتصادی یک اصل مهم در ایجاد تفاهم های بعدی بین زن و مرد است. به این ترتیب هیچ کس نسبت به دیگری احساس برتری نمی کند و پذیرش بهتری نسبت به همدیگر خواهند داشت.

6- زمینه های فرهنگی
 ارزش های فردی و اجتماعی، آداب و رسوم، رفتار و سلوک، حتی آداب لباس پوشیدن و غذا خوردن زن و مرد می تواند زمینه های همدلی بیشتر را بین آن دو پدید آورد. به همین جهت شناخت زن و مرد از فرهنگ و واقعیت های ارزش فرهنگی همسر آینده، از اهمیت بسیاری برخوردار است.
نکته ای که یادآوری آن در این قسمت ضروری به نظر می رسد اینکه ملاک های فوق هیچ یک به تنهایی نمی تواند عامل موفقیت در زندگی زناشویی باشد. افراد باید مجموعه عوامل گوناگون موثر بر انتخاب خود را اولویت بندی کنند و با این اعتقاد که هیچ کسی کامل نیست به نوعی مصالحه دست بزنند.
 
رمز ازدواج موفق
ازدواج یک پدیده اجتماعی است. بدون تردید انتخاب همسر یکی از مهمترین تصمیم ها در طول زندگی ماست و در حقیقت همه هیجانات، تولید مثل، تربیت نسل آینده، درآمد، مسئولیت، تامین نیازها و چالش های آینده زندگی ما به آن بستگی دارد.
زن و مرد به عنوان مکمل یکدیگر بسیاری از نیازهای روانی- اجتماعی هم را برآورده می کنند. و سه دلیل عشق، مصاحبت و دستیابی به انتظارات و توقعات برای ازدواج مطرح است و توجه به این نکته که هر اندازه انتظارات و توقعات دختر و پسر قبل از ازدواج و در زندگی زناشویی واقع بینانه تر باشد، زندگی زناشویی موفقیت آمیزتر خواهد بود.
ملاک های ازدواج های موفق یا خوشبخت را می توان چنین خلاصه کرد :
1 - برخورداری از علاقه های مشترک

2 - داشتن فعالیت های مشترک یا سرگرمی های مشترک
3 - اظهار محبت نسبت به همدیگر
4 - اعتماد داشتن به یکدیگر
5 - رد نکردن یا کمتر رد کردن انتخاب همدیگر
6 - موفقیت در روابط جنسی
7 - داشتن زمینه های خانوادگی همسان
8 - احترام به عقاید و دوستان و آشنایان همدیگر
 
 
یک نکته مهم :
هرکس طبیعتا مایل است همسری برگزیند که بیشتر همسان او باشد تا ناهمسان با او. همسانی دو فرد نه تنها آنها را به سوی یکدیگر جلب و جذب می کند، بلکه پیوند و وصلت ایشان را استوارتر می سازد. هر اندازه فرد با همسر خود وجود اشتراک فرهنگی بیشتری داشته باشد، برای سازگاری با او آماده تر است و با اختلافات کمتری مواجه می شود.
هر چقدر در انتخاب همسری با مشابهات بیشتر ذاتی و اکتسابی تلاش کنیم ولی بازهم زن و مرد تفاوت های بسیار چشمگیری با یکدیگر خواهند داشت که باید یاد بگیرند با این تفاوت ها زندگی کنند و ثمره این زندگی یک ازدواج شاد و رضایت بخش باشد.

همچنین پژوهش ها نشان می دهد که تا حدود زیادی خوشبختی و بدبختی زن و مرد را از ابتدای زندگی می توان پیشگویی کرد و به بیان دیگر بسیاری از مشکلات آن ها قابل پیشگیری خواهد بود. به همین جهت امروز، آموزش پیش از ازدواج زوجهای جوان یک ضرورت مسلم تلقی می شود. هر اندازه دختر و پسر اطلاعات بیشتری در جهت شناخت خود و همسر آینده شان داشته باشند و ملاک های عقول تری را برای انتخاب همسر در نظر بگیرند، در زندگی زناشویی خود با مشکلات و ناسازگاری های کمتری مواجه خواهند بود.


هر اندازه دختر و پسر از نظر ویژگی های گوناگون نزدیکتر باشند ترکیب آن دو در زندگی زناشویی استوارتر و عمیق تر خواهد بود. این مجموعه ویژگی ها در منابع اسلامی با عنوان کفویت عنوان شده است که در ابعاد گوناگونی چون: سن، وضعیت روانی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و تحصیلی قابل بررسی است.

ملاک‌های ازدواج, عوامل خوشبختی,رمز ازدواج موفق

 

به طور خلاصه ملاک های ازدواج که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از:

1- ایمان و دینداری: پایبندی به ارزش های دینی بدون شک یکی از عوامل خوشبختی در زندگی زناشویی است.

 

2- اصالت خانوادگی: شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی فرهنگی خانواده همسر آینده، در ایجاد تفاهم بین دختر و پسر در زندگی زناشویی نقش اساسی ایفا می کند. این مساله باعث می شود بتوانید سازگاری بهتری با همدیگر پیدا کنید.

 

3- سن: تناسب سنی بین زن و مرد، تشابه نیازها و علایق، توقعات و انتظارات را تا حدودی به دنبال دارد. کارشناسان خانواده، حدود 2 تا 6 سال اختلاف سن بین زن و مرد را توصیه می نمایند.

 

4-تحصیلات: تشابه تحصیلی نیز در ایجاد تفاهم بین زن و مرد عامل مهمی است. و کسب علم و دانش به خودی خود یک مزیت و ارزش است و در رشد و تعالی فکری افراد نقش بسزایی دارد.

 

5- وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده: تشابه های خانواده های دختر و پسر از نظر وضعیت اجتماعی و اقتصادی یک اصل مهم در ایجاد تفاهم های بعدی بین زن و مرد است. به این ترتیب هیچ کس نسبت به دیگری احساس برتری نمی کند و پذیرش بهتری نسبت به همدیگر خواهند داشت.

 

6-زمینه های فرهنگی: ارزش های فردی و اجتماعی، آداب و رسوم، رفتار و سلوک، حتی آداب لباس پوشیدن و غذا خوردن زن و مرد می تواند زمینه های همدلی بیشتر را بین آن دو پدید آورد. به همین جهت شناخت زن و مرد از فرهنگ و واقعیت های ارزش فرهنگی همسر آینده، از اهمیت بسیاری برخوردار است.

 

نکته ای که یادآوری آن در این قسمت ضروری به نظر می رسد اینکه ملاک های فوق هیچ یک به تنهایی نمی تواند عامل موفقیت در زندگی زناشویی باشد. افراد باید مجموعه عوامل گوناگون موثر بر انتخاب خود را اولویت بندی کنند و با این اعتقاد که هیچ کسی کامل نیست به نوعی مصالحه دست بزنند.

 

رمز ازدواج موفق

ازدواج یک پدیده اجتماعی است. بدون تردید انتخاب همسر یکی از مهمترین تصمیم ها در طول زندگی ماست و در حقیقت همه هیجانات، تولید مثل، تربیت نسل آینده، درآمد، مسئولیت، تامین نیازها و چالش های آینده زندگی ما به آن بستگی دارد.

 

زن و مرد به عنوان مکمل یکدیگر بسیاری از نیازهای روانی- اجتماعی هم را برآورده می کنند. و سه دلیل عشق، مصاحبت و دستیابی به انتظارات و توقعات برای ازدواج مطرح است و توجه به این نکته که هر اندازه انتظارات و توقعات دختر و پسر قبل از ازدواج و در زندگی زناشویی واقع بینانه تر باشد، زندگی زناشویی موفقیت آمیزتر خواهد بود.

ملاک‌های ازدواج, عوامل خوشبختی,رمز ازدواج موفق

ملاک های ازدواج های موفق یا خوشبخت را می توان چنین خلاصه کرد:

1ـ برخورداری از علاقه های مشترک

2ـ داشتن فعالیت های مشترک یا سرگرمی های مشترک

3ـ اظهار محبت نسبت به همدیگر

4ـ اعتماد داشتن به یکدیگر

5ـ رد نکردن یا کمتر رد کردن انتخاب همدیگر

6ـ موفقیت در روابط جنسی

7- داشتن زمینه های خانوادگی همسان

8ـ احترام به عقاید و دوستان و آشنایان همدیگر

  

یک نکته مهم:

هرکس طبیعتا مایل است همسری برگزیند که بیشتر همسان او باشد تا ناهمسان با او. همسانی دو فرد نه تنها آنها را به سوی یکدیگر جلب و جذب می کند، بلکه پیوند و وصلت ایشان را استوارتر می سازد. هر اندازه فرد با همسر خود وجود اشتراک فرهنگی بیشتری داشته باشد، برای سازگاری با او آماده تر است و با اختلافات کمتری مواجه می شود.

 

هر چقدر در انتخاب همسری با مشابهات بیشتر ذاتی و اکتسابی تلاش کنیم ولی بازهم زن و مرد تفاوت های بسیار چشمگیری با یکدیگر خواهند داشت که باید یاد بگیرند با این تفاوت ها زندگی کنند و ثمره این زندگی یک ازدواج شاد و رضایت بخش باشد.

 

همچنین پژوهش ها نشان می دهد که تا حدود زیادی خوشبختی و بدبختی زن و مرد را از ابتدای زندگی می توان پیشگویی کرد و به بیان دیگر بسیاری از مشکلات آن ها قابل پیشگیری خواهد بود. به همین جهت امروز، آموزش پیش از ازدواج زوجهای جوان یک ضرورت مسلم تلقی می شود. هر اندازه دختر و پسر اطلاعات بیشتری در جهت شناخت خود و همسر آینده شان داشته باشند و ملاک های عقول تری را برای انتخاب همسر در نظر بگیرند، در زندگی زناشویی خود با مشکلات و ناسازگاری های کمتری مواجه خواهند بود.


* به عنوان نخستین سئوال ملاک ازدواج در تفکر و اندیشه دینی چیست؟
 
ازدواج در فرهنگ دینی اسلام بسیار مورد توجه و تاکید قرار گرفته، البته پاسخ به این سؤال فرصت زیادی را طلب می کند. اما به صورت محوری باید گفت: خداوند در سوره نور، آیه 26 می فرماید: «ألطیباتُ لِطَّیبین والطَّیِّبونَ لِطَّیِّبات» رسول اکرم(ص) نیز می فرماید: «وَ أنکِحوا اکفاء» با هم کفو های خود ازدواج کنید. از این آیه و روایت استفاده می شود که بین دختر و پسر باید کفویّت و تناسب وجود داشته باشد که این تناسب ها در پانزده مورد شمارش شده است. بعضی از موارد تناسب، در قرآن به صراحت بیان شده است که آیه26 سوره نور مؤید این مطلب است و برخی موارد دیگر از مجموع آیات و روایات استفاده می شود.
 
* ایمان
 
 اولین تناسب دختر و پسر «ایمان» است. اگر هرکدام از پسر یا دختر در ایمان، قوی باشد و دیگری نسبت به این امر، بی تفاوت باشد، یقینا بین آن ها اختلاف به وجود خواهد آمد.
 
* اخلاق
 
 «اخلاق» پسر و دختر نیز باید همسان و همگون با یکدیگر باشد.
 
* موفقیت اجتماعی
 
«موقعیت اجتماعی» سومین تناسب پسر و دختر است که باید در ازدواج مراعات شود.
 
در تمام این موارد اگر مرد بخواهد اقتدار خود را در فضای خانه داشته باشد، بهتر است که یک یا دو پله نسبت به زن برتری داشته باشد تا برتری و مدیریت مرد بر زندگی حاکم شود.
 
* مدارج علمی
 
 اگر زنی که مدارج علمی و موقعیت اجتماعی او از شوهرش بیشتر باشد، دچار اصطکاک و اختلاف خواهند شد.
 
«میزان تحصیلات» نیز تناسب چهارم را شکل داده است که باید مراعات شود و قاعده کلی (مرد باید یکی دو گام برتر از زن باشد) باید لحاظ گردد.
 
* پدر و مادر طرفین
 
 «خصوصیات والدین پسر و دختر»، «شرائط اقلیمی» و «زبان»، موارد پنجم تا هفتم تناسب پسر و دختر می باشند.
 
* زیبایی
 
مورد هشتم تناسب در «زیبایی» پسر و دختر است. اگر دختر زیبا و پسر زیبایی لازم را نداشته باشد، باعث به وجود آمدن مشکلاتی در آینده خواهد شد، بنابراین تناسب اندام، قد و وزن از دیگر موارد مورد نیاز برای یک ازدواج موفق است.
 
«تناسب اندام، وزن، قد»، از دیگر موارد تناسب می باشند.
 
* اعضای خانواده
 
«تناسب اعضای خانواده»، اعضای خانواده دو طرف نیز باید «کُفویت» داشته باشند. مثلا برادر و خواهر زن با برادر و خواهر مرد، تناسب لازم را دارا باشند.
 
* ابعاد روحی و روانی
 
«تناسبات روحی و روانی»؛ اگر زنی خیلی منزوی و شوهرش اجتماعی و یا بالعکس باشند، در مسیر زندگی دچار مشکل خواهند شد.
 
* تناسب سنی
 
 گرچه شرائط امروز جامعه طوری رقم خورده است که حتی گاهی در ازدواج، سن دختر ها از پسر ها بالاتر قرار دارد. اما از نظر روایات و حتی از منظر علمی این مسأله را مطرح می کنند که حداقل تفاوت تکلیف در دختر و پسر، باید در ازدواج نیز رعایت شود. یعنی 5 یا 6 سال دختر، باید کوچک تر از پسر باشد.
 
* جایگاه طرفین در خانواده
 
«تناسب جایگاه پسر و دختر در خانه» مورد دیگر از تناسبات پسر و دختر می باشد. مثلا پسری که فرزند اول خانواده است و یک خصوصیات ویژه را دارا می باشد با دختری که فرزند آخر خانواده است، ازدواج کند، با مشکل مواجه خواهند شد. یا خانواده ای که ده فرزند دارد و خانواده ای یک فرزند بیشتر ندارد، اگر ازدواجی بین این دو خانواده صورت گیرد، با مشکلاتی مواجه می شوند. چون تناسب بین این دو خانواده وجود ندارد.
 
* تمکن مالی
 
بحث «تمکن و تمول» بین دختر و پسر دارای اهمیت ویژه ای است. مثلا اگر پسرها فکر می کنند که اگر پدرزن پول داری داشته باشد، در مسیر زندگی با مشکل مواجه نخواهندشد و یا اگر دختری فکر کند با وجود پدرشوهر متمکن، به راحتی زندگی خواهندکرد، در واقع اشتباه بزرگی را در تفکر خود دارند، متأسفانه این گونه افراد به مشکل جدی برخورد می کنند، مگر موارد استثنائی که پسر یا دختر، دارای ایمان قوی باشند که مسائل مادی در نظر آن ها کوچک جلوه کند.
 
گاهی اوقات مشاهده می شود پدرزن پولدار، بدون منت گذاشتن خرج می کند، اما دختر در این مورد بر شوهر خود منت می گذارد و یا اطرافیان دختر اینگونه عمل می کنند.
 
* مهم ترین دغدغه در ازدواج جوانان امروز چیست؟
 
دغدغه ها دو گروه هستند: که بعضی از دغدغه ها غلط و اشتباه است.
 
* دغدغه های منفی
 
مثلا دختر و پسر فکر کنند برای ازدواج باید؛ ماشین، خانه و شغل مناسب داشته باشند. حتی گاهی پدر و مادر دخترها نیز دارای چنین تفکری هستند. درصورتی که اگر از خود پدر و مادر دختر سؤال شود، شما وقتی که سی سال قبل با همسرت ازدواج کردی، آیا ماشین، خانه و شغل مناسب داشتی؟ یا این که بعداز سی سال به این امکانات رسیدی؟ حال این دختر و پسر هم می خواهند تشکیل زندگی بدهند، شما نیز منصفانه با آن ها رفتار کن. الان دختر ها و پسر ها، خیلی بهتر نسبت به گذشته، ظرفیت ها و زمینه های مناسبی برای ازدواج دارند.
 
مسأله دوم در دغدغه اشتباه، موضوع تحصیل است. بعضی ها عنوان می کنند، فعلا درس و تحصیل به نقطه مناسبی نرسیده و باید این درس ها تمام شود. این تفکر صحیح نیست، چون خیلی از دخترها بعداز ازدواج ادامه تحصیل داده اند و یا حتی بعد از فرزند دار شدن، تحصیل کرده اند. خیلی از پسرها نیز بعداز ازدواج، تحصیل خود را رها نکردند. حتی دانشجویانی داریم که در خیلی از دانشگاه ها، بعداز سی و پنچ سال سن، تحصیلات خود را ادامه می دهند و یا از دانشگاه مجازی در این رابطه استفاده می کنند.
 
دغدغه اشتباه گونه دیگر، «موضوع ایده آل فکر کردن می باشد». یعنی دخترها و پسرها، چیزهایی را به صورت مدل در ذهن خود ایجاد می کنند که این مدل باید مختص این فرد متولد شود. مثلا همسر من باید این صفات را داشته باشد. این امر به هیچ وجه ممکن نیست. چون فردی که جامع ایده های دیگری باشد، محال است وجود داشته باشد. ممکن است درظاهر این تلقی ایجاد شود که آن دختر یا پسر ایده ال طرف مقابل است، ولی در لایه های پنهان آن دختر یا پسر نکاتی وجود دارد که دیگری به آن توجه نکرده و چه بسا در آینده به عنوان یک مشکل جدی بروز کند.
 
* دغدغه های مثبت
 
در نقطه مقابل، دغدغه هایی وجود دارند که مثبت می باشند، از جمله این دغدغه ها اطلاع نداشتن پسر و دختر از خصوصیات ذاتی همدیگر است.
 
دختر و پسری که جهت ازدواج مراجعه می کنند، به آن ها می گویم؛ هرکس تصمیم به ازدواج گرفت، حداقل یک سال زمان نیاز دارد تا خود را برای ازدواج آماده کند. یعنی مطالعاتی درباره؛ «شیوه تحقیق، شیوه گفت وگو، خصوصیات زن و خصوصیات مرد»، داشته باشد.
 
یکی از مشکلاتی که امروز درباره خانواده ها وجود دارد، این است؛ مردها به خصوصیاتی که جزء ذات زن است، اطلاع نداشته و برخلاف آن خصوصیات ذاتی، از او انتظار دارند. همچنین زن نیز از خصوصیات ذاتی مرد، اطلاع کافی نداشته و می خواهد این خصوصیات را نداشته باشد، درصورتی که آن خصوصیات جزء ذات مرد است.
 
این یکی از دغدغه هایی است که والدین و دختر و پسرها عنوان می کنند، از این مسأله اطلاع نداشتند. چون گاهی ممکن است بین دختر و پسر، آشنایی و انگیزه های خارج از خانواده بوجود آمده باشد و والدین ادعا کنند هنوز به حد آمادگی برای ازدواج نرسیده اند. در واقع این گونه است که اکثر پسر و دختر هایی که با همدیگر ارتباط دارند، اطلاع کافی نسبت به شخصیت همدیگر، شیوه انتخاب، شیوه گفت وگو و شیوه تحقیق ندارند و بعداز یکی دو سال که از این رابطه گذشت، متوجه می شوند تناسبی بین آنها وجود ندارد.
 
* چه راهکاری برای فراگیر شدن راه های شناخت پسر و دختر نسبت به یکدیگر دارید؟ آیا آموزش از طریق مدارس، دانشگاه و ... را مفید می دانید؟
 
امروزه در مراکز بهداشت، قبل از عقد، مشاوره های مختصری گذاشته شده است، ولی آن هم درباره روابط ویژه زن و شوهر می باشد. بنده معتقدم چنین کار و آموزشی به عنوان یک متن درسی و یک واحد درسی برای دانشجویان قرار داده شود. گاهی اوقات دانشجو مطالبی را در دانشگاه فرا می گیرد که بعد از فارغ التحصیلی، ثمره عملی برای وی ندارد، حتی در حوزه های علمیه نیز مباحثی وجود دارد که هیچ ثمره ای در زندگی خانوادگی طلاب ندارد. چه بهتر که دو واحد درسی مدوّن با سرفصل های مشخص در این رابطه برای دانشجویان و طلاب گذاشته شود و درباره سایر مردم نیز به گونه دیگر آموزش ارائه شود.
 
یکی از راه های چنین کاری، آموزش هایی است که در دانشگاه ها و دبیرستان ها می توان ارائه داد و ویژگی ها و خصوصیات پسر و دختر را از این طریق به همه شناساند.
 
* رسانه های جمعی
 
دومین راه، رسانه های جمعی هستند که می توانند با سهولت این کار را انجام دهند. تلویزیون می تواند خیلی خوب به این مسائل بپردازد، ولی متأسفانه در این ریزه کاری ها وارد نمی شود.
دانستن خصوصیات زن و مرد باعث می شود، در شیوه رفتاری افراد نیز اثر بگذارد. مثلا در مورد فکر کردن زن و مرد گفته می شود؛ هم زنان و مرد ان فکر می کنند، ولی زن ها آن را به زبان جاری می سازند. اما حرف نمی زنند. نداشتن چنین مسأله ای در پاره ای از مواقع، باعث اختلاف می شود. مردها می گویند؛ زن ها خیلی حرف می زنند و زن ها می گویند مردها، حرف نمی زنند! این مسائل جزء خصوصیات ذاتی مرد و زن است. طبق تحقیقاتی که داشتم نزدیک به دویست ویژگی و تفاوت، برای زن و مرد را شناسایی نمودم که اگر ویژگی های زن در مرد، یا مرد در زن وجود داشته باشد، دچار مشکل خواهند شد.
 
* مطبوعات
 
سومین مسأله در این خصوص، مطبوعات هستند که می توانند به خوبی این مسأله را آموزش دهند. الآن خیلی از مطالب مطبوعات بی فایده است. نشریات می توانند مسائل خانواده و فرهنگ صحیح ازدواج را در هر شماره خود به خوانندگان ارائه دهند.
 
الآن نشریه افق حوزه، ویژه نامه ای تحت عنوان افق خانواده راه اندازی کرده است، اما مباحث آن بیشتر به کودکان اختصاص دارد و بهتر است مباحث جوانان و بزرگسالان در باب خصوصیات زن و مرد و آسیب های خانوادگی در این ویژه نامه مطرح شود. البته نه فقط از نگاه دینی و حوزوی، بلکه با نگاه اجتماعی و فراحوزوی به این مسأله نگاه کرد. فرض کنید اگر طلبه ای، مقابله با آسیب های خانوادگی را در این نشریه مطالعه کند، لاجرم آن را بر روی منبر عنوان می کند و به اطلاع عموم خواهد رساند. گرچه نشریه افق در این مسأله کار جدیدی ارائه داده، ولی ممکن است متناسب با حد افق حوزه نباشد که فقط به مباحث کودکان بپردازد. بلکه باید دیگر مباحث و مشکلات خانواده نیز مطرح شود، همانگونه که در هفته نامه مباحث علمی و عمیق برای اساتید و مدیران حوزه ارائه می شود، باید آسیب ها و اُفت تحصیلی و آسیب های تعاملات خانوادگی را نیز بازگو نمود. بنابراین مطبوعات می توانند نقش ویژه ای در این رابطه داشته باشند.
 
* مساجد
 
چهارمین مورد، مراکز فرهنگی مثل مسجد هستند که می توانند دراین رابطه راهگشا باشند.
یکی از مباحث سلسه وار ائمه جمعه و جماعت باید، مباحث تربیتی باشد. آن چه که معلوم است، طلاق ها معمولا در شهر ها رخ می دهد، ولی امام جمعه در مباحث خود مطالبی را مطرح می کند که به هیچ وجه نه حالت پیشگیری داشته، نه درمان ساز بوده و نه اطلاع رسانی انجام می دهد. ائمه جمعه و جماعات در خطبه ها و منابر خود، حتی در ایام محرم می توانند این مسائل را مطرح کنند، چون این مسأله یکی از مصادیق امر به معروف است. یعنی با طرح مسائل تربیتی و خانوادگی ارزش های اجتماعی برای عموم مردم به خوبی تعریف و تبیین شود، یکی از مصادیق نهی از منکر هم اینست که جلوی آسیب های خانوادگی، نظیر طلاق گرفته شود.
 
بنابراین مراکز فرهنگی در سطح کشور مثل؛ وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات و کانون های بسیج نیز قابلیت زیادی در ارائه خدمات تربیتی و خانوادگی را دارا هستند.
 
فرض کنیم هیچ یک از این مراکز نسبت به چنین مسائلی اهتمام به خرج ندهند؛ در چنین حالتی اگر کسی خواست ازدواج کند، قبل از اینکه به ازدواج بیاندیشد، باید پیش نیاز های ازدواج را مورد مطالعه قرار دهد تا زندگی شیرینی داشته باشد.


نکاتی کلیدی در مورد انتخاب بهترین همسر  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 20 مرداد 1394 در ساعت 11:24


در انتخاب همسر به سن او باید توجه داشت ، و مرد چند سال از زن بزرگتر باشد


معیار سنی از معیارهای اولیه و اساسی ازدواج نیست ، به خصوص اگر ویژگی های دیگر در همسر وجود داشته باشد ، لذا پیامبر(ص ) با خدیجه که چندین سال از آن حضرت بزرگتر بودند ازدواج کردند. بنابراین باید موارد را دید و معیارهای مهم تر را در نظر داشت و آنها را سنجید, البته نوعا اگر زن چند سال از مرد کوچکتر باشد مدیریت خانواده بهتر صورت می گیرد و زندگی لذت بخش تر خواهد بود.
یکى از امورى که خوب است در ازدواج رعایت شود این است که تفاوت سنی زن و شوهر خیلى نباشند، مگر  این که خودشان در بدو امر این مسأله را بپذیرند و با توجه به تفاوت سنى زیاد راضى به ازدواج بشوند، درباره‏ى میزان تفاوت  سنى مطلوب دقیقا حد خاصی نمی توان تعیین کرد ، ولى بهتر است در انتخاب همسر به همتایی و تناسب در سن توجه شود. تفاوت سن بلوغ جنسی در دختر و پسر, یک امر طبیعی است , پسر, حدود 4 سال دیرتر از دختر به بلوغ جنسی می رسد. پس خوب است که تفاوت سن آنان در امر ازدواج نیز به همین مقدار باشد و پسر در حدود چهار سال یا کمتر از دختر بزرگتر باشد.  البته رعایت این تفاوت سن به این مقدار ضروری نیست. بنابراین اگر از جهت معیارهای دیگر ازدواج مانند ایمان، سازگاری، اصالت خانوادگی و همسانی فرهنگی و اجتماعی و ... با یکدیگر توافق دارید. اختلاف سن چندان مشکل نخواهد بود، ولى تفاوت سنى  زیاد معمولاً مشکل ‏زاست، زیرا:
 - تفاهم و درک متقابل را کاهش مى ‏دهد.
 - جذابیت زن براى مرد و بالعکس و امکان ارضاء یکدیگر از نظر جنسى را کاهش مى‏ دهد.
 - مدیریت خانه و خانواده دچار مشکلات عاطفى مى ‏شود.



از نظر اسلام معیارهای اساسی برای انتخاب همسر


یکى از سپرهاى قوى براى حفظ دین، ازدواج موقت است. تسریع در امر ازدواج فایده ‏هاى فراوانى دارد و تأخیر آن زیان‏هاى بسیار. کم‏تر عاملى پیدا مى‏شود که به اندازه فساد و انحرافات جنسى در جامعه، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. این مفاسد لطمه هایى مى‏زند که در کل زندگى و در طول عمر انسان تأثیر نامطلوب دارد. حال که ازدواج مفید و لازم است، باید ببینم معیارهاى یک همسر خوب چیست؟
در انتخاب همسر باید متوجه باشیم مى‏خواهیم کسى را انتخاب کنیم که یک عمر در کنار او زندگى کنیم. نباید این مسئله مهم از روى احساسات و بدون دقت و مشورت انجام گیرد، زیرا اگر انسان دچار همسر ناشایست یا نامتناسب و ناهماهنگ شود، کارش بسیار مشکل خواهد بود. مبادا با خود بگوید: فعلاً ازدواج می‏کنم و اگر در آینده نتوانستیم با هم زندگى کنیم، می توانیم از هم جدا ‏شویم.
براى انتخاب همسر باید معیارهایى داشته باشیم؛ یعنى دختر و پسر، باید ملاک‏ها و میزان هایى داشته باشند و بدانند چه همسرى، با چه مشخصات و چه صفاتى مى‏خواهد؟ مى‏توان ملاک‏ها و معیارها و خصوصیاتى را که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود، به دو قسم دسته بندى کرد:
1 - آن هایى که رکن و اساس اند و براى زندگى سعادتمندانه حتماً لازم اند؛
2 - آن هایى که شرط کمال هستند و براى بهتر و کامل‏تر شدن زندگى اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگى دارند.
به طور کلی ملاک های دسته اول عبارتند از:
1 - تدیّن و دیندارى، کسى که پاى بند دین نیست، تضمینى وجود ندارد که پاى بند رعایت حقوق همسر و ادامه زندگى مشترک باشد. اگر یکى دیندار و دیگرى بى دین باشد، زندگی آنان روى سعادت را نخواهد دید. سعادت بدون دیانت محال است. اگر هر دو بى دین باشند، باز تضمینى وجود ندارد که رعایت حقوق یکدیگر را بنمایند. البته منظور از دیندارى و تدیّن این است که پاى بند کامل به اسلام داشته باشند و اسلام را با جان و دل پذیرفته و در عمل به آن کوشا باشند، نه تدین سطحى و بى ریشه و بى عمل.
پیامبر(ص) به شخصى که مى‏خواست ازدواج کند، فرمود: «علیک بذات الدین؛ (1) بر تو باد که همسر دیندار بگیرى».
در مورد دیگرى فرمود: «کسى که با زنى به خاطر ثروتش ازدواج کند، خداوند او را به حال خودش وامیگذارد و کسى که فقط به خاطر زیبایى با زنى ازدواج کند، دراو امور ناخوشایند خواهد دید. کسى که به خاطر دین و ایمانش با او ازدواج کند، خداوند همه آن امتیازات را برایش فراهم خواهد کرد».(2)
دین دار بودن، به این است که داراى صفات ذیل باشد: عفت، حجاب، حیا، نجابت، اخلاق خوب، خوش حرف و خوش زبان بودن، اهل نماز و مناجات، علاقه‏مند به قرآن و اهل بیت پیامبر(ص)، ترس از خدا داشتن، آبرونگه‏دار بودن، اسراف کار نبودن و...
2 - اخلاق خوب از ویژگى‏هاى لازم و اساسى براى همسر است. منظور از اخلاق خوب تنها خنده رویى و خوش خلقى نیست، بلکه به معناى اخلاق اسلامى داشتن و نفس را تهذیب و پاک نمودن است.
پیامبر(ص) فرمود: «اذا جاءکم من ترضون خُلقه و دینه فزوّجوه و ان لا تفعلوا تکن فتنة فى الارض و فساد کبیر؛(3) با کسى که اخلاق و دینش مورد پسند باشد، ازدواج کنید. اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگى در زمین به وجود خواهد آمد».
فردى از امام رضا(ع) سؤال کرد: براى دخترم خواستگارى آمده که بد اخلاق است. آیا دخترم را به او بدهم؟ حضرت فرمود: «لا تزوّجه ان کان سیئى الخُلق؛(4) اگر بد اخلاق است، دخترت را به او نده».
نمونه خلاق بد، لجاجت و یکدندگى، تکبر نسبت به همسر، بى ادب بودن، بى وفایى، کینه توزى، سوءظن داشتن، سبکى و هرزگى، کم ظرفیتى و بى تابى، با محبت نبودن و بد چشم بودن است.
3- شرافت خانوادگى: منظور از شرافت خانوادگى، شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعى نیست، بلکه منظور نجابت و پاکى و تدین خانوادگى طرفین است، زیرا ازدواج با یک فرد مساوى است با پیوند با یک خانواده و فامیل ایجاد و یک نسل. در ازدواج و انتخاب همسر معقول نیست که انسان بگوید: من مى‏خواهم با خود این فرد زندگى کنم و کارى به کار خانواده‏اش ندارم. لذا پیامبر(ص) فرمود: «انظر فى أى شى تضع ولدک فان العرق دساس؛ نیک بنگر که فرزندت را در کجا قرار مى‏دهى، زیرا نطفه و ژن‏ها و خصوصیات ارثى، خواه ناخواه منتقل مى‏شود و تأثیر مى‏گذارد».
پیامبر(ص) فرمود: «بنگرید چه کسى را به همسرى بر مى‏گزینید، زیرا فرزندان، شبیه و مانند دایى هایشان مى‏شوند».(5)
باز حضرت فرمود: «ایاکم و خضراء الدمن قیل یا رسول الله: و ما خضراء الدمن؟ قال: المرءة الحسناء فى منبت السوء؛ از سبزه‏هاى قشنگى که روى مزبله‏ها سبز میشود، پرهیز کنید. پرسیدند: مقصودتان چیست؟ فرمود: زن زیبایى که در خانواده پلیدى رشد کرده باشد (پسر نیز همین طور).(6)
4 - زیبایى: زیبایى نیز یک امتیاز است و در شیرینى و سعادت زندگى زناشویى تأثیر به سزایى دارد. اگرانسانى، قیافه ظاهرى و اندام همسرش را نپسندد و او را دوست نداشته باشد، ممکن است به طور ناخواسته به او ستم و جفا کند و از او بهانه و ایراد بگیرد و زندگى را بر او تلخ نماید یا حتی بعد از ازدواج دل به دیگری دهد.
به همسران سفارش شده است که خود را براى هم بیارایند و یکدیگر را اشباع و ارضا کنند تا از انحرافات و مفاسد مصون بمانند.
5 - کفو همدیگر بودن: سنخیت و تناسب و همتایى در علم و سواد و دین و ایمان و فرهنگ و فکر و اخلاق و تحصیلات علمى و سن و مال اگر در تمامى جهات تناسب بیشتر باشد، مشکلات خانوادگى کم‏تر خواهد بود.(7)هر قدر روحیات دختر وپسر به یکدیگر نزدیکتر باشد پیوند ازدواج آن دو از استحکام بیش تری برخوردار خواهد بود.دختر دیندار  باید باشخص دیندار ازدواج کند زیرا دیندار وبی دین به طور طبیعی در مواردی با یکدیگر اصطکاک و در گیری خواهند داشت.فرد تحصیل کرده هم باید با شخص درس خوانده ازدواج کند تا یکدیگر را درک کنند.هم چنین تجربه نشان داده است که وقتی اختلاف سن بین دخترو پسر زیاد باشد پس ازگذشت سالیانی چند استحکام خانواده دچار تزلزل می شود.البته همانندی کامل امکان پذیر نیست و نباید در انتخاب همسر وسواسی بود ، ولی همانندی نسبی لازم است.
ملاک‏ها و معیار و مسائل دیگرى که بیشتر مربوط به سلیقه و موقعیت افراد است در دسته‏ى دوم قرار مى‏گیرد و می‏توان از آن صرف نظر کردمانند: هم نژاد بودن یا هم شهری بودن یا هم زبان بودن.


ملاک هایی برای انتخاب شوهر مومن

برای هر شخصی ممکن است ملاک های محتلفی باشد و روحیه افراد با یکدیگر فرق دارند لذا به صورت ریز و جزئی نمی توان ملاک هایی رو ذکر کرد.مثلا شرایط محیط شما و یا خانواده شما ،وضعیت فرهنگی شما و یا درسی شما و...همگی ملاک های خاصی رو می طلبند.

اما یکسری ملاک های کلی هست که هر دختر مومنی می تواند آنها رو مد نظر داشته باشد که با دقت در آنها ان شالله انتخاب و ازدواج درستی رو داشته باشد که بنده مختصر عرض میکنم:

1- تدیّن. بزرگ‏ترین ویژگی یک همسر مناسب این است که متدیّن باشد و به خدا، پیامبر(ص) امام(ع)، معاد و تمام آن چه پیامبر(ص) از طرف خدا برای سعادت بشر آورده ایمان داشته باشد. حلال خدا را حلال و حرام او را حرام بداند.


2- حسن خلق. از ویژگیهای مهم ،خوش اخلاق بودن همسر است، اگر شوهری بهترین خانه، ماشین، لباس، قیافه، و بیشترین پول را داشته باشد، اما بداخلاق و خشن باشد، تمام افراد خانواده ناراحت خواهند بود، به طوری که آرزو میکنند روی خاک بنشینند و پست‏ترین لباس‏ها را بپوشند و بدترین غذاها را بخورند، اما در خانه گرفتار خشونت و بدزبانی بداخلاقی نباشند. رسول خدا(ص) فرمودند: کسی که به خواستگاری شما آمده اگر اخلاق و دینش مورد پسند باشد، با او ازدواج کنید و اگر چنین نکنید فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد.(1)

در حدیث دیگر فرمودند: "علیک بذات الدّین؛ بر تو باد که همسر دین داری بگیری".(2) نقل است حضرت رضا(ع) در پاسخ کسی که پرسیده بود شخص بداخلاقی برای خواستگاری دختر آمده چه کنم، دختر به او بدهم یا نه؟ فرمودند: "لا تزوّجحه ان کان سیّی الخلق؛ اگر بد اخلاق است دختر به او نده".(3)


3- شرافت خانوادگی (نجابت و پاکی). رسول خدا(ص) فرمودند: در خانواده شایسته ازدواج کنید، زیرا عرق "نطفه و ژن‏ها" تأثیر میگذارد.(4)


4- سلامتی جسمی و روحی. منظور از سلامتی جسمی و روحی، عاری بودن همسر از بیماریها، نقص‏ها و معلولیت‏های جسمی و روحی عمیق و غیر قابل درمان و تحمل است


با توجه به مطالب فوق، سعی شود در انتخاب شوهر حالت وسواسی پیدا نشود، همین که جوان متدین، خوش اخلاق و خانواده داری به خواستگاری آمد، رضایت به ازدواج دهید؛ ولو این که هنوز کارمند، یا حقوق بگیر هم نباشد. خدا را رازق بدانید، چرا که او متعهّد شده روزی بندگان صالح و پرتلاش خود را برساند. به قول معروف: هر آن کس که دندان دهد نان دهد. پیامبر اکر(ص) فرمودند: هر کسی از ترس هزینه زندگی ازدواج را ترک کند، از ما نیست.(5)


و به قول شاعر: غم روزی مخور، بر هم مزن اوراق دفتر را که قبل از طفل، ایزد پر کند پستان مادر را قال رسول اللَّه:"اذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوّجوه الاّ تفعلوه تکن فتنة فی الارض و فساد کبیر

خواهر خوبم سفارش میکنیم ارتباط خود را با خدا و پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) مخصوصاً حضرت زهرا(ع) محکم کنید و به آینده امیدوار باشید. هر گونه ترس و وحشت از آینده از دل خود بیرون کنید و در امر ازدواج هم زیاد سخت گیرد نباشید.


چرا پدر و مادرها نمی گذارند جوانان از 16 سالگی ازدواج کنند؟

 ما نیز از وضعیت فرهنگی جامعه که موجب بالا رفتن سن ازدواج شده ناخرسندیم و بر این اعتقادیم که امروز برخی از مشکلات در روابط دختران و پسران زاییده از همین مسئله بالا رفتن سن ازدواج ناشی می شود . اما باید این نکته را نیز خاطر نشان کرد که در مسئله  ازدواج علاوه بر بلوغ جنسی ، نیاز به بلوغ اجتماعی  وعقلی است و این موضوع در جوانان تنزل یافته است و فاصله میان بلوغ جنسی و  بلوغ اجتماعی وعقلی جوانان زیاد شده است و طبعا وقتی شرایط برای یک جوان مهیا نباشد ، اقدام برای ازدواج منطقی نیست.

علاوه بر این ،16 سالگی در زمان کنونی با توجه به مساله شغل و مسکن وخدمت سربازی و غیره سن مناسبی برای ازدواج  پسران نیست.از این رو خانواده ها با آن مخالفت می کنند.



( تعداد کل: 9 )
   1       2    >>